مركز پژوهش كتابخانهء مجلس شوراى اسلامى (جمعى از نويسندگان)
474
گنجينه بهارستان (علوم وفنون پزشكى)
و گاه بود كه آواز سگ كند و حريص بود برگزيدن مردم و هركه را بگزد او را نيز اين حالات عارض شود و همچنين بود هركه پسخوردهء آب و طعام او تناول نمايد و گاه بود كه در ميان بول مغضوض اشياى لحميّه مثل كلاب پيدا آيد ، و اگر مشتبه گردد كه كلبى كه گرفته كلب است يا غير آن ، پارهء نان را به رطوبتى كه از زخم سيلان مىكند آلوده گردانند و پيش سگى اندازند ، اگر بخورد سگ ديوانه نبود يا قدرى مغز جوز يك شب بر سر زخم بندند و در صباح پيش مرغ اندازند ، اگر نخورد يا خورد و بميرد ديوانه بود . علاجش موضع گرفته را گشاده گردانند و به محجمه مصّ بسيار فرمايند ، پس سير كوفته با سركه و روغن گوسفند جمع كرده ، ضماد كنند يا جاو شير به سركه « 1 » سوده و با زفت گداخته ، خلط كرده با سير و پياز و نمك كوفته ، با خاكستر چوب رز ضمّ كرده ، تا سه روز اين تدبيرات مفيد بود ، امّا بعد از آن در گشاده گردانيدن دهن جراحت فايده نبود . ليكن سعى نمايند كه تا چهل روز مندمل نشود و هرگاه ببينند كه اثر اندمال پيدا شود به ادويهاى كه ذكر شد ، ضماد كنند تا مىگشايد و به تدبير ماليخوليا و تنقيه سودا اشتغال بايد نمود و دواى ذراريح « 2 » و دواى سرطان بدهند . صفت دواى ذراريح : بگيرند ذراريح « 3 » فربه بزرگ و سرها و بالها و پايها جدا كرده و انداخته ، يك مثقال عدس مقشّر و يك مثقال زعفران و سنبل و قرنفل و دارچينى از هريك ، يك دانگ نرم كوفته به آب خمير كرده ، قرصها كنند و هر روز در صباح دو دانگ به آب نيمگرم مىدهند و اگر در مثانه دردى پيدا شود ، طبيخ عدس و روغن بادام يا روغن گاو دهند و هر روز كه دواء الذراريح « 4 » دهند در حمّام برند و در آبزن نشانند تا در آبزن بول كند و از سرما نگاه دارند . غذا مرغ فربه و ماش و رشته و شراب دادن . گفتهاند نوعى ديگر : بگيرند ذراريح و بعد از اسقاط اطراف چنانچه گفته شد ، يك شبانه روز در دوغ نهند ، پس دوغ را بريزند و دوغ تازه دركنند و بعد از يك شبانه روز بريزند و يك بار ديگر چنين كنند . پس ذراريح را در سايه خشك گردانند و با
--> ( 1 ) . س : سير . ( 2 ) . س ، ف : زرايح . ( 3 ) . ذراريح : باغوچه ، دارساس ، مگسك ، و آن جنبندهاى خرد است سرخ با خالهاى سياه و مىپرد و ذوات السّموم باشد و گويند در گزيدگى سگ هار سودمند بود . ( لغتنامه ) ( 4 ) . س : الزرايح .